تبليغاتX
<> مریم پائیزی - درباره‌ی عشق 8 <>

مریم پائیزی

عشق عشق عشق و باز هم ...........عشق


افلاطون: نظريه‌های عشق 

 سقراط بر سخنرانان پيشين خرده می‌گيرد که در مدح «اروس» سخن گفتند بی‌آنکه حقيقت او را معلوم کنند. بنابراين او می‌کوشد حقيقت «اروس» را به طوری که خود می‌فهمد بيان کند، البته با شيوه‌ی خودش، يعنی پرسشهای ديالکتيکی. پرسش نخست سقراط از آگاتون اين است که آيا عشق عشق به چيزی يا کسی است يا به هيچ چيز و هيچ کس؟ آگاتون موافقت می‌کند که عشق عشق به چيزی است. سقراط در ادامه موافقت او را در اين خصوص نيز جلب می‌کند که عشق خواهان به دست آوردن چيزی است که ندارد و آن زيبايی يا خوبی است، بنابراين نمی‌توان گفت که خود عشق خوب يا زيباست. سقراط سپس از عجز خود در توصيف عشق سخن می‌گويد و توجه حاضران را به سخنان زنی پيشگو به نام ديوتيما جلب می‌کند که در مسئله‌ی عشق از او نکته‌ها آموخته است. ديوتيما نخست اين ادعا را رد می‌کند که «اروس» از خدايان است و می‌گويد او نه از «ميرايان» است و نه از «ناميرايان»، بنابراين او ميانگينی است ميان آنان. او واسطه‌ای است ميان خدايان و آدميان و از برکت هستی اوست که همه‌ی جهان به هم می‌پيوندد و صورتی واحد می‌يابد. به گفته‌ی ديوتيما، «اروس» از آميزش «پوروس» (فقر) و «پنيا» (حيله) زاده شد و از مادر تهيدستی و از پدر حيله‌گری را به ارث برد. بنابراين چنانکه مردمان می‌پندارند او زيبا و لطيف نيست، بلکه خشن و ژوليده و بی‌خانمان است. اما او چرا عاشق زيبايی است؟ عشق به‌طور کلی هرگونه کوششی است برای رسيدن به خوبی و نيکبختی و اين والاترين هدف هر انسانی در زندگانی است. اما آن کسانی که می‌گويند عاشق در جست و جوی نيمه‌ی ديگر خود است سخن بر صواب نمی‌گويند، چون مقصود عشق نه نيمه‌ای است و نه تمامی. چون انسان می‌تواند از بخشی از تن خود که فاسد و بيمار است نيز چشم بپوشد. پس بايد گفت که آنچه از عشق مقصود است کسب خوبی است. اما انسان چگونه می‌تواند در راه رسيدن به آن گام بردارد؟ ديوتيما می‌گويد که همه‌ی آدميان در تن و روح خود نطفه‌ای نهفته دارند و چون به سن معينی برسند در آنها اشتياقی به توليد و باروری به وجود می‌آيد. مقصود از آميزش زن و مرد نيز همين است و اين خود عملی است الهی، و کشش و اشتياق به توليد و خود توليد جنبه‌ی خدايی و جاودانی موجودات فانی است. ولی اين کار آنجا که هماهنگی و سازگاری نباشد ميسر نيست و خدايان تنها با زيبايی سازگارند نه با زشتی. اما اين سخن بدان معنا نيست که هدف عشق زيبايی است، بلکه مراد بارور ساختن زيبايی است، چون همين استعداد بارور ساختن جنبه‌ی خدايی و جاودانی موجودات فانی است. اما جاودانگی از راه توليد مثل تنها يک راه است و راههای ديگری نيز برای جاودانگی، و توليد زيبايی، وجود دارد. 

+نوشته شده توسط آبجی مریم | |