تبليغاتX
<> مریم پائیزی - درباره‌ی عشق 4 <>

مریم پائیزی

عشق عشق عشق و باز هم ...........عشق


افلاطون: نظريه‌های عشق 


 هنگامی که به افلاطون می‌رسيم می‌توانيم اميدوار باشيم کاملترين بحثی را بيابيم که در دوره‌ی باستان درباره‌ی عشق وجود داشته است. برای يافتن بيانی کامل از مفهوم فلسفی عشق بايد به گفت و گوی سمپوزيوم يا مهمانی افلاطون رجوع کنيم. اين گفت و گو احتمالا پرنفوذترين متن در آثار اروپايی درباره‌ی عشق است. در اين کتاب ديدگاههای مختلفی درباره‌ی عشق بيان می شود، اما اين ديدگاهها لزوماً نظر خود افلاطون نيست و او تفاسير انتقادی خودش درباره‌ی آنها را نيز می‌آورد. آنچه برخی به افلاطون نسبت می‌دهند، بدون تحقيق انتقادی، برگرفته از همين نظرهايی است که افلاطون از زبان شخصيتهای خود می‌آورد.

گفت و گو از آنجا آغاز می شود که سقراط به خانهی آگاتون به مهمانی می‌رود، و برخلاف روش معمولش خود را می‌آرايد و کفش به پا می‌کند، چون معتقد است که به نزد زيبايی (آگاتون) می‌رود. او مهمان ناخوانده‌ای را نيز با خود به همراه می‌برد. شرح اين ماجرا را ما مديون همان مهمان ناخوانده هستيم، که البته معلوم می‌شود چندان هم ناخوانده نيست. به گفته‌ی آريستودموس، همان مهمان ناخوانده، نخست فايدروس خطابه‌ی خود را آغاز می‌کند: او می‌گويد که «اروس» خدايی بزرگ است و از پدر و مادری نزاده است و در اين خصوص از هزيود يا هسيود و پارمنيدس نقل قول می‌کند. او سپس می‌افزايد که برای هيچ جوانی نعمتی برتر از آن نيست که معشوق مردی شريف و پرهيزگار باشد و برای مرد نيز نعمتی والاتر از معشوق پاکدامن نيست. به گفته‌ی او، اروس برای آدميان سرچشمه‌ی والاترين نعمتهاست، زيرا اصول مقدسی را که راهنمای آدمی در زندگی توانند بود نه خويشان می‌توانند به ما ببخشند و نه به ياری مال و جاه می‌توان به دست آورد بلکه آدمی تنها در پرتو عشق با آنها آشنا می‌گردد. اما آن اصول چيست؟ شرم از کار ننگين و تلاش برای رسيدن به زيبايی. به گفته‌ی فايدروس بی اين دو اصل نه فردی می‌تواند کاری بزرگ بکند و نه جامعه‌ای. او سپس با ذکر مثالهايی به رفتار عاشقان و معشوقان اشاره می‌کند که چگونه عشق فرد را درستکار و شجاع بار می‌آورد و چگونه عاشق قادر است در راه معشوق هرگونه خطری را به جان بخرد و پاکباز باشد. او در پايان سخن خود نتيجه می‌گيرد که با اين همه خدايان گرچه از مشاهده‌ی فداکاری عاشقان شادمان می‌گردند ولی وفاداری و از جان گذشتگی معشوق را در برابر عاشق بسی برتر از آن می‌دانند زيرا خدای عشق در دل و جان عاشق جای دارد و از اين رو عاشق به مراتب بيشتر از معشوق به خدايان همانند است.

از سخن فايدروس اين نکته‌ها را می‌توانيم استنباط کنيم:

 

۱) او از تمايلات خود به شاهدبازی (و نه غلامبارگی يا لواط) پرده بر می‌دارد و در درجه‌ی اول عشق راستين را در ميان مردان می‌يابد.

۲) اصول عشق را پرهيز از بدی و ميل به زيبايی می‌داند.

۳) به نعمتهای عشق اشاره می‌کند و اينکه چگونه همگان می‌توانند به رفتار غيرمعمول عاشقان و معشوقان بنگرند.

۴) عاشق از معشوق برتر است، چون خدای عشق در دل او جا گرفته است.

 

خطابه‌ی دوم را پوزانياس آغاز می‌کند.  

+نوشته شده توسط آبجی مریم | |