تبليغاتX
<> مریم پائیزی - درباره‌ی عشق 1 <>

مریم پائیزی

عشق عشق عشق و باز هم ...........عشق

عشق» و «محبت» و «هوی» کلماتی هستند که ما در زبان عربی و فارسی برای اشاره به همين چيزی داريم که می‌خواهيم از آن سخن بگوييم. کلمه‌ی «عشق» در قرآن نيامده است، اما «محبت» و «هوی» به کار رفته است. در قرآن کلمه‌ی «محبت» به صورت محمود و کلمه‌ی «هوی» همواره به صورت مذموم به کار رفته است، اما کلمه‌ی «عشق» با اينکه در قرآن نيامده است، در ادبيات عربی و فارسی دارای اهميت بسياری است.  در ريشه‌ی زبانهای اروپايی امروز کلمات لاتينی «امور» و «کاريتاس» (amor و caritas) و کلمات يونانی «فيليا» و «اروس» و «آگاپه» (philia و eros و agape) برای عشق  وجود دارد. «فيليا» مصداق آن نوع عشقی را به وجود می‌آورد که متضمن دوستی است و «امور» و «اروس» آن نوع عشقی را به وجود می‌آورد که مبتنی بر ميل است و «کاريتاس» و «آگاپه» به معنای عشق والا و بی‌خود است.

هر تلاشی برای رسيدن به تعريفی دقيق از «عشق» محکوم به شکست است. ما آن را تجربه می‌کنيم، اما دقيقاً قادر به بيانش نيستيم. چنانکه جلال الدين مولوی می‌گويد:

 

هرچه گويم عشق را شرح و بيان

چون به عشق آيم خجل باشم از آن

گرچه تفسير زبان روشنگرست

ليک عشق بی‌زبان روشنترست

چون قلم اندر نوشتن می‌شتافت

چون به عشق آمد قلم بر خود شکافت

عقل در شرحش چو خر در گل بخفت

شرح عشق و عاشقی هم عشق گفت

 

مردمان درباره‌ی عشق سخن می‌گويند و گاهی اين کلمه را برای اموری به کار می‌برند که شنونده‌ی اهل تأمل يافتن معنايی مشترک ميان آنها را دشوار می‌يابد. چنانکه ولتر در دانشنامه‌ی فلسفی خود می‌گويد:

«اقسام عشق آن‌قدر زیاد است که آدم وقتی می‌خواهد تعريفی از آن به دست آورد در می‌ماند. به هوسی که چندروزی بيشتر دوام ندارد با گستاخی نام "عشق" می‌دهند و همچنين به احساسی که خالی از هرگونه احترامی است و به رابطه‌ی نامشروع اتفاقی و به تظاهرهای "فاسق زن شوهردار" و به عادتی متحجر و به توهمات رومانتيک و به رغبتی که در پی تمنای فوری به وجود می‌آيد؛ آری، مردم اين نام را به هزار چيز موهوم می‌دهند».

   با اين وصف، شناختی که ما می‌توانيم از «عشق» داشته باشيم از همين «گفتار» (discourse)هايی به دست می‌آيد که درباره‌ی عشق وجود دارد. در تمدن غربی پنج دسته انديشه را می‌توان در خصوص «عشق» در زمانهای مختلف يا به‌طور همزمان تشخيص داد. (١) اصل تکوين دهنده‌ی عالم و لذا خود هستی خدا (خلاقيت)؛ (٢) دوستی، دلبستگی به ديگر مخلوقات، اشتياق به ديگران (خيرخواهانه، آموزشی، دگرديسانه، تحسين‌آميز، تجليل‌کننده)؛ (٣) کشش عاطفی، حالاتی در مرد دارای قدرت که «او را تسخير می‌کند»، نيرويی فيزيولوژيکی يا روان‌شناختی، يا اساطيری (حالتی انفعالی)؛ (٤) شور پرزجری که به‌طور اختياری انتخاب شده، وسايل مصنوعی و "انحرافها"ی ميل جنسی، پرورش ميل از برای خود آن (فرهنگ)؛ روابط جنسی و ميل به توليد مثل و زاد و ولد (غريزه).

ما از انديشه‌ی نخست آغاز می‌کنيم و آن را «عشق کيهانی» نام می‌گذاريم.

+نوشته شده توسط آبجی مریم | |